پنجشنبه، تیر ۰۹، ۱۳۹۰

24-پنج شنبه های بیمار

شنبه امتحان دارم.ریده ام.همیشه آدم خنگی بوده ام.اولین بار دوم دبستان،وقتی سرِ امتحان ریاضی رفتم زیر میز، فیگورِ توالت وطنی گرفتم و کتاب را گشودم فهمیدم.قبلش شک کرده بودم اما یقین نداشتم.به هر جهت مدت هاست به یقین رسیده ام.دیروز هم زنگ در را زدم و صدای پیرزن همساده را با برادرم اشتباه گرفتم و شکلکِ کریه درآوردم.آیفون تصویری داریم ما،سرمایه مندیم ما.به هر حال خانمِ همسایه در را باز کرد،و دهانش را ایضا.دروغ چرا،من دهانش را ندیدم اما تا قبر آ آ آ آ.من حتی چیزهای عجیبی هم دیدم.به چشم دیدم روزِ مبعثی از تی وی علی علی پخش شد و همه کف زدند.به چشمانم تجاوزِ علنی شد.به هر حال،عید کسانی که اعتقاد دارند مبارک.ما فقط امتحان داریم،همین.

۵ نظر:

ناشناس گفت...

kheli kasef hasti halam beham khord be-adab

میم گفت...

؟؟

jhm گفت...

فک کنم الان دیگه امتحان هم ندارید!!

راستی من درست متوجه نشدم
ناشناس از چی حالشون به هم خورد؟

میم گفت...

چهارشنبه امتحان دارم
نمی دونم ولله!اینجوری هاس دیگه:)

میرزا قلیدون گفت...

ما که پاره زیر امتحانا